+ آخرین مطلب

دوستان عزیزم که در این مدت به کلبه ی من سر زدیدفاین اخرین مطلب من هستش. دلم شکست...... تو عشقم شکست خوردم .......

تنها آرزوم خوشبختی مسها هستش.

با آرزوی بهترین ها برای شما دوستان عزیزم.

خدا نگاهدارتان

 

می روم خسته و افسرده و زار

 

     سوی منزلگه ویرانه ی خویش

     به خدا می برم از شهر شما

     دل شوریده و دیوانه ی خویش

 

     می برم تا که در آن نقطه ی دور

     شستشویش دهم از رنگ گناه

     شستشویش دهم از لکه ی عشق

     زین همه خواهش بیجا و تباه

 

      می برم تا ز تو دورش سازم

     ز تو ای جلوه ی امید محال

     می برم زنده بگورش سازم

     تا از این پس نکند یاد وصال

 

     ناله می لرزد..می رقصد اشک

     آه بگذار که بگریزم من

     از تو ای چشمه ی جوشان گناه

     شاید آن به که بپرهیزم من

      بخدا غنچه ی شادی بودم

     دست عشق آمد و از شاخم چید

     شعله ی آه شدم صد افسوس

     که لبم باز بر آن لب نرسید

 

     عاقبت بند سفر پایم بست

     می روم خنده به لب خونین دل

     می روم از دل من دست بدار

     ای امید عبث بی حاصل

          " فروغ فرخزاد"

نویسنده : امین ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آمد اما ....................

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

 

چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود

 

نقش عشق و اروز از چهره دل شسته بود

 

عکش شیدایی در آن آیینه شیدا نبود

 

لب همان لب بود.اما بوسه اش گرمی نداشت

 

دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

 

در دل بیدار خود جز دین رسوایی نداشت

 

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود

 

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

 

برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

 

دیده ام آن چشم درخشان را ولی در این صدف

 

گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود

 

در لب لرزان من فریاد دل خاموش بود

 

آخر آن تنها امید جان من تنها نبود

 

جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ

 

آگه از درد دلم زآن عشق جان فرسا نبود…

نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دلم گرفته

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
رفته بودیم هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی
در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی

نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آنجا تو یادم کن دوست من

من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی        

ماندن و پوسیدن همان روزی به حرفم میرسی

در این غریب آباد  با اب بیگانه با خاک بیگانه

ای عاشق رفتن خوش میروی خانه

هر جا که اهویی گم کرده راهش را معصوم میبینی طرز نگاهش را

آنجا تو یادم کن دوست من دوست من

آنجا تو یادم کن دوست من دوست من

هر جا کبوتری با قلب دلواپس پر میزند اما افتاده از نفس

انجا تو یادم کن دوست من دوست من

انجا تو یادم کن دوست من دوست من

هر جا گلی از شاخه دیدی جدا باید

پا در گلی از رفتن دیدی که باز مانده

هر جا قناری ها را افسرده میبینی

یا پشت سالاری را تاب خورده میبینی

آنجا تو یادم کن دوست من دوست من

آنجا تو یادم کن دوست من دوست من

نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ یارم از سفر میاد

پنجره ها رو وا کنید که عشقم از سفر می آد

برای غربت شبم مژده ای از سحر می آید

صدای پاشو می شونم تو کوچه ها قدم زنون

پر می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون

آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین

بگید بیاید از این سفر تو این شب ستاره چین

پنجره ها رو وا کنید گل بریزید سبد سبد

می آد که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد

ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه

بگید که این شکسته دل یه عمر که دل واپسه

نویسنده : امین ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مستم

بغل

بغل

بغل

بغل

بغل

بغل

نویسنده : امین ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سکوت

روزای سخته نبودن با تو، خلا امید و تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه می شد، هم نفسم شد سایه ی سردم
تورو می دیدم از اون ور ابر ها، که می خوای سر سری از من رد شی
آسمون و بی تو خط خطی کردم، چه جوری می تونی اینقده بد شی

سکوت قلبت و بشکن و برگرد، نزار این فاصله بیشتر از این شه
نمی خوام مثل گذشته که رفتی، دوباره آخر قصه همین شه

روزای سخته نبودن با تو، دور نبودنت و خط کشیدم
تازه م یفهمم اشتباهم این بود، چهره ی عشقم و اشتباه کشیدم
عشق تو دار و نداره دلم بود، اومدی دار و ندارم و بردی
بیا سکوتت و بشکن و برگرد، که هنوزم تو دل من نمردی

نویسنده : امین ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خدایا ممنون از لطفت

وای ی ی ی ی ی ی ی ی امشب مهسام برام بهترین شب و رقم زد.

امشب عزیزم اومد وبلاگم و بهم نظر داد.

چقدر دلم براش تنگ شده.

برا یه لحظه دیدنش حاضرم جون مو بدم.(البته قرار هست ببینمشلبخند)

با یاد و خاطره هاش زنده ام خدایا اینارو دیگه ازم نگیر لطفا.

نویسنده : امین ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد